یک تجربه  __  مرادی سعادتمند

دانشجو : راضیه مرادی سعادتمند ، کارشناسی ارشد رشته مدیریت آموزشی دانشگاه آزاد قم.........  استاد : دکتر ابوالفضل بختیاری........... موضوع  :  یک تجربه 

مقدمه : 

تجربه سرمایه ای است که در اثر صبر وتلاش بدست می آید . کسب حکم قهرمانی در مسابقات ناحیه و استان  برای هر معلم تربیت بدنی یک کارنامه کاری خوب به حساب  می آید . این یک خاطره شخصی است که باعث شد تجربه کاری من زیاد شود و با این کار توانستم در کارم پیشرفت  کنم و موفق شوم . که اکنون به آن می پردازم .

من دانش آموزی داشتم که خیلی به والیبال علاقه داشت و استعداد خوبی هم  در این زمینه  داشت . ولی از اینکه وارد زمین بازی  شود خیلی می ترسید . اما من همیشه او را تشویق می کردم که ترس به خود راه ندهد  . من  به او  و استعدادش اعتقاد داشتم و  باید  کاری  می کردم که ترس او از  بین برود . یک روز  در مسابقات رسمی که به مناسبت هفته بسیج برگزار شده بود  او را وارد زمین بازی کردم  . می ترسید ، پاهایش می لرزید و توپها را خراب می کرد وامتیاز از دست می داد . مرتب می گفت که او را از زمین خارج کنم  . اما  به او می گفتم :  اشکالی ندارد سعی کن توپ های بعدی را خوب جواب بدهی .  آن مسابقه  را ما باختیم . ولی یک تجربه  برای دانش آموزم شد که برای یادگیری بیشتر  تلاش  خود را دوچندان کند و حتی در باشگاه  شهرمان ثبت نام کند. 

او پیشرفت  بسیاری کرد  ، طوری که تا چندین سال که دانش آموز من بود و ما در مسابقات شرکت می کردیم ، یکی از بهترین بازیکنانم  شد . و هر سال در ناحیه و حتی استان مقام می آوردیم . تا آنجا پیشرفت کرد که برای انتخابی تیم ملی نوجوانان انتخاب شد . او الان یک مربی موفق والیبال شده و در باشگاه شهرمان وحتی در بخش های دیگر استان به عنوان مربی والیبال فعالیت  می کند و تیم های  قوی تربیت می کند .

نتیجه گیری : 

کار کردن با دانش آموزان  اول اینکه نیاز به عشق و علاقه  دارد و دیگر صبر و تلاش  در آموزش آنها . اگر من  معلم ، آن روزها او را  تشویق نمی کردم و بعد از باخت او را  سرزنش و استعدادش  را سرکوب می کردم ،  شاید دست تقدیر آینده ی  او را جور دیگری  رقم می زد . 

منبع : 

مرادی سعادتمند ، راضیه (۱۳۹۶) ، یک تجربه یک معلم .......

ارسال کننده  :  مرادی.            ۹۶/۱۱/۱۱

رفتار وروابط انسانی در مدرسه - مرادی سعادتند

رفتار وروابط انسانی در مدرسه مرادی سعادتمند

استاد  :  دکترابوالفضل بختیاری      دانشجو:  راضیه مرادی سعادتمند   کارشناسی ارشدمدیریت آموزشی دانشگاه آزاد قم

مقدمه:

مدرسه یکی از اساسی‌ترین نهادهای اجتماعی و وظیفه آن تربیت انسان‌هایی است که آینده جامعه را تعیین خواهند کرد. هر قدر برنامه‌های این نهاد اصولی و تابع مخاطبان باشد، بازده آن که همانا دانش‌آموزان هستند نیز پربارتر و شایسته‌تر خواهد بود.
پس باید با تکیه بر ابزارهای کارآمد و نیروهای مجرب و آگاه نسلی را تربیت کند که قدرت تطابق و سازگاری را برای زندگانی در سال‌های حضور در صحنه اجتماعی داشته باشند و این میسر نخواهد شد مگر با تدبیر و برنامه‌ریزی‌ اصولی .من در این متن به این می پردازم که محیط آموزشی یا همان مدرسه احتیاج به شرایطی دارد که هم کارکنان، هم معلمان وهم دانش آموزان درآن احساس آرامش کنند وکه این کار باعث پیشرفت تحصیلی دانش آموزان می شود.

رفتار وروابط انسانی در محیط مدرسه  امری ضروری ولازم است .محیط های کاری به سرعت قابل توجهی در حال تغییر و تحول اند و به همین علت یک مدیر اثر بخش علاوه بر نظم و انضباط ، باید از مهارت بسیار زیادی در درک نیازهای اولیه افراد و رفتار آنها در محیط کار برخوردار باشد. جلب توجه و تعهد، پرورش استعدادها ، ایجاد انگیزه و اثربخشی افراد مستلزم برقراری ارتباط های باز و ایجاد اعتماد متقابل میان مدیران و کارکنان است.
با توجه به آن که مدرسه یک نهاد اجتماعی محسوب می‌شود و از ارزش‌های فرهنگی جامعه‌ای که در آن فعالیت می‌کنند، تاثیر می‌پذیرد، موضوع روابط انسانی مدیر مدرسه در قالب روابط اجتماعی و فرهنگی اهمیت بیشتری می‌یابد.
توجه به کارکنان، بزرگترین و مهم‌ترین پدیده‌ای است که در دهه اخیر، رشد فراوانی داشته است. این جنبش نیز مانند شماری دیگر از جنبش‌های کارآمد مدیریت، سودمندی و کاربرد زیادی دارد و در تمام کشورهای صنعتی و پیشرفته جهان، به آن به طور جدی توجه می‌شود و چنین رویکردی، مبانی و اصول کار با کارکنان را دچار تحولی شگرف ساخته است.
اندیشه‌های نو، دگرگونی‌های ریشه‌ای که در قلمرو مدیریت منابع انسانی پدید آورده، بی‌آنکه با مقاومتی روبه‌رو شود،‌به آرامی و آسانی پذیرفته شده و راه را برای بهره‌گیری بالاتر از توان تخصصی کارکنان هموار ساخته است. اگر مدیر آموزشگاه یا هر سازمانی، نتواند رابطه‌ای میان خود و طرف مقابل ایجاد کند، هیچ اطلاعاتی بدست نمی‌آورد. ارتباطات انسانی، کلید موفقیت یا بهتر بگوییم حلال بخش اعظمی از مشکلات روابط انسانی است

.روابط انسانی انقدر اهمیت داردکه بسیاری ازصاحبنظران علم مدیریت وسازمان، مدیریت را علم، هنر وفن برقراری ارتباط با دیگران وانجام کار توسط آنان می دانند.در برقراری روابط با سایر اعضای مدرسه و چه در برقراری روابط با اعضای اصلی مدرسه یعنی دانش آموزان و چه در انجام وظایف آموزشی، پرورشی و اداری می بایست به فرهنگ و ارزشهای معنوی و انسانی توجه کرده و بر آن اساس عمل نمود تا از این طریق زمینه های لازم برای درونی شدن ارزشها در دانش آموزان فراهم گردد. 

بزرگترین وظیفه مدیریت آموزشی، تشخیص تفاوتها و احترام به آنها و زمینه‌سازی برای شکوفایی و رشد آنها است. رفتار و روابط انسانی در مدرسه همین تشخیص، احترام و زمینه‌سازیها است .یک مدیر آموزشی مسئول کسی است که از طریق معلمان و اولیاء و یا سایر کارکنان، به نحو مقتضی از مشکلات دانش‌آموزان آگاه شوند و چنانچه علائم و یا رفتارهای ناخواسته و یا نابهنجاری از دانش‌آموزی مشاهد کرد، پیش از هر اقدام و یا تصمیمی، نسبت به بررسی جوانب امر و دلایل احتمالی مشکل به بررسی و تجزیه و تحلیل بپردازد.

در روابط انسانی  و رعایت جوانب انسانی کار و بطور کلی ایجاد محیط آموزشی کاستی های زیادی وجود  دارد به عبارتی دیگر می توان گفت مدیران آموزشگاه ها غالباً  گرفتار مسائل جزئی اداری هستند و فرصت پرداخت به امر اصلی یعنی آموزش و پرورش و جوانب حساس و پیچیده آن را ندارند . از این رو سرمایه گذاری در راستای مساعد ساختن محیط تربیتی و ایجاد شرایطی که معلم را به کار خود دل گرم کند و طراحی و اجرای برنامه های مناسب جهت حل مشکلات مربوط به آنان امری اساسی است . به عقیده صاحب نظران مشکلات حاد معلمان در محیط کار اثر سوئی بر کیفیت آموزشی در مدارس کشور می گذارد زیرا حفط و نگهداری معلمان ، مستلزم ایجاد شرایط مطلوبی است  که به عمل کرد رضایت بخش معلمان منتهی می گردد . به هر حال ،مدیران از این مسئله غافل هستند که غالباً رفتار را افراد و گروهایی مورد ارز یابی قرار می دهند  و از جمله کسانی که مستقیما ً با مدیران سر و کار دارند معلمان هستند .

معلمان ، دانش اموزان و حتی اولیاء دانش آموزان در زندگی فردی و اجتماعی خویش  با مشکلاتی  روبرو می شوند که ممکن است تا حدودی زندگی شغلی و تحصیلی آنها را مختل نماید . گاهی اوقات با اندکی ملاحظه و توجه  می تواند مشکل  دانش آموز یا معلم را حل نمود . چه بسا مدیرانی که در این شرایط توقعات و خواسته ها ی بیشتری را مطرح می کنند و حتی فرد را به بی کفایتی و کوتاهی متهم  می کنند اینان به جای بررسی مشکل و و ارائه راه حل مناسب خود فرد را محکوم می نماید  و بر مشکلات او می افزاید . ذکر این نکته مهم و ضروری است که هدف روابط انسانی این که  ضمن ارضای نیاز ها ی اعضاء سازمان ، اهداف سازمان نیز تحقق یابد یعنی برای آن که  سازمانی در دستیابی به اهدافش موفق شود باید به کارکنانش کمک کند که به نیاز های خود دست یابند  . تحقیقات نشان می دهد که وجود روابط انسانی در سازمان امکان تحقق اهداف سازمان را تسهیل  می نماید .

● نکات مورد توجه در روابط انسانی‌


برای آنکه مدیر بتواند روابط موفقیت‌آمیزی با معلمان، دانش‌آموزان، والدین آنان و... برقرار کند و منظور خود را به آنان تفهیم سازد و منظور آنان را نیز درست بفهمد باید به نکات زیر توجه کند.‌ 
▪ بداند که می‌‌خواهد از طریق برقراری ارتباط به چه چیزی دست یابد و هدف از ارسال پیام چیست؟
▪ پیام را بدون پیچیدگی و ابهام و از طریق ارتباط وسیله ارتباطی مناسب ارسال دارد.

. نیازهای گیرندگان پیام را تشخیص دهد و توجه به حالات روحی و روانی و عاطفی آنان و بدست آوردن اطلاعات لازم و کافی درباره مخاطبان به ارسال پیام اقدام کند. این امر سبب می‌‌شود که مدیر قابلیت و میزان پذیرش پیام را بررسی کند.‌
▪ باگیرندگان صمیمی باشد و در آنان اعتماد و اطمینان ایجاد کند.‌
▪ به صحبتها خوب گوش بدهد و قابلیت پذیرش افراد را داشته باشد. زیرا بسیاری از مشکلات موجود در مدرسه با خوب گوش دادن به درددلهای کارکنان قابل حل است.‌
▪ سطح دانش، اطلاعات و معلومات مخاطبان خود را درنظر بگیرد.‌
▪ از جملات کوتاه و واژه‌های قابل فهم استفاده کند.‌
▪ در جریان صحبت کردن برنکات اصلی و کلیدی تاکید کند و از جزئیات کم اهمیت بپرهیزد.‌
▪ رمز موفقیت در مدیریت، موفق شدن در کار کردن با انسانهاست. رمز موفقیت در کار با انسانها نیز دوست داشتن آنهاست. مدیر باید نسبت به همکاران، دانش‌آموزان و... نوعی علاقه و خیرخواهی داشته باشد و آنها را از صمیم دل دوست بدارد. تا زمانی که کسی را به دلایلی دوست نداشته باشیم، نمی‌توانیم با او ارتباط برقرار کنیم.‌
▪ هر مدیر آموزشی باید به روحیه و حالات روانی دانش‌آموزان و معلمان خود توجه داشته باشد. چنانچه علائمی از بی‌اعتمادی، ترس، ناامیدی، تنفر و احساس نکردن نشاط در محیط آموزشی دیده شود، به معنی نبود بهداشت روانی و فقدان روابط انسانی است.

 نتیجه گیری :

برای رسیدن به سازگاری اجتماعی در خانه، اجتماع، مدرسه، برقراری روابط انسانی از اهمیت قابل توجهی برخوردار است و این امر مستلزم رعایت اصول و نکات مهم در برقراری این ارتباط است. 
با توجه به این که مدیر در مدرسه با معلمان، دانش آموزان و اولیاء کادر آموزشی و اداری ارتباط نزدیک دارد نقش اساسی و مهمی در برقراری روابط انسانی بین افراد دارد، بنابراین با شناسایی موانع و مشکلات موجود و رفع آن، محیطی امن و آرام ایجاد کرده و به اولویت ها و هدفهای مورد نظر برسد.

منابع:

_حیدرتورانی،محرم آقازاده(۱۳۹۰)،روابط انسانی در مدرسه، مجله رشدمدیریت مدرسه،دوره دهم،شماره ۱،برگرفته از:

 http//: www.Vista.ir/article

_علیرضا بنی اسد(۱۳۹۰)،مقالات آموزشی در مدرسه،روابط انسانی در مدرسه، برگرفته از:

.http//:www.alirezabaniasad.blogfa.com

_طاهره امانی(۱۳۹۴)،مدیریت آموزش ورفتار و روابط سازمانی، برگرفته از:

http//:www.amoozeshi33.mihanblog.om

_سید قربان حسینی(۱۳۹۱)،گرگان پویش،روابط انسانی در سازمانهای آموزشی، برگرفته از:

http//:www.gorganpooyesh.blogfa.com

 ارسال کننده : مرادی     96/7/26

شاخص های روابط  انسانی  (2) -  مرادی سعادتمند

دانشجو : راضیه مرادی سعادتمند     کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی   استاد  : دکتر ابوالفضل بختیاری

موضوع : شاخص های روابط انسانی (2)

                                              9 –گوش دادن

مقدمه :

گوش دادن یکی از از ابزارهای مهم و ارزشمند برقراری روابط انسانی است . در حقیقت ، گوش کانال برقراری روابط بین دو نفر می باشد . گوش دادن یکی از ارکان مشکل شناسی خاص و همچنین کم تجربگی آنان می باشد . من برای روشن تر شدن مفهوم و اهمیت گوش دادن ونقش آن در برقراری روابط انسانی به معرفی برخی از کاربردهای آن می پردازم .

1-      گوش دادن به عنوان نشانه ای از پذیرش واحترام : مدیری که خوب گوش می دهد ، یعنی کسی که آمادگی پذیرفتن دانش آموزان ، معلمان  و اولیاء را دارد . گوش دادن نشانه ای از احترام به طرف مقابل می باشد .

2-      گوش دادن به عنوان راهی برای تخلیه روانی : بررسی دردها ،رفع مشکلات ، تخلیه روانی  ، آرام سازی و متعادل کردن افراد از نظر عاطفی وروانی از وظایف مهم مدیریت آموزشی است . گوش دادن به معنی وجود ارکان تخلیه روانی وراحت شدن از آلام برای همه ی آن ها که مشکلی بر روان آن ها سنگینی می کند .

3-      گوش دادن به عنوان راهی برای ابراز وجود : همه انسان ها یی که از هوش واستعداد بالایی بر خوردارند، الزاما ، بستر مناسبی برای بکارگیری هوش وشکوفا ساختن استعدادهای خود پیدا نمی کنند . گاهی اوقات ، گوش شنوایی برای درک این  که در وجود آن ها چیزهای با ارزشی وجود دارد نیست .

4-      گوش دادن راهی برای حل مساله مشکل گشایی : کسانی که قدرت تحمل دیگران را دارند و می توانند با صبر وبردباری به سخنان دیگرا ن گوش دهند ، بدون تردید نسبت به کسانی که این ویژگی را ندارند ، بهتر می توانند از مشکلات ومسائل دیگران آگاه شوند . با توجه به آن که اساسی ترین وظیفه ودیران آموزشی حل مشکلات دانش آموزان ومعلمان می باشد آنان باید برای درک این مشکلات از هر جهت آمادگی کامل برای گوش دادن یه درد دل ها و مشکلات آن ها را داشته باشند .

5-      گوش دادن راهی برای قضاوت و ارزشیابی درست از دیگران : ارزشیابی وقضاوت جزء وظایف اصلی مدیران آموزشی است . پیش داوری یا قضاوت نادرست مدیران را از واقعیت دور می کند و راه درکدرست گفته های آن ها را مسدود می کند وفرد نم تواند به قضاوت و ارزشیابی درست دست یابد .

شرایط گوش دادن فعال

1-شنونده باید در شرایط خوب جسمانی باشد .

2-مدیر یا شنونده نبای مشغله ذهنی داشته باشد .

3- مدیران باید از پیش داوری بپرهیزند : پیش داوری یعنی داشتن یک قالب ذهنی درباره یک فرد که بر نگرش ،تصمیمات وقضاوت های ما تاثیر دارد .

4- صبور بودن ودقت کافی داشتن .

6-      انتخاب فضای مناسب  : فضای خلوت به دور از سر وصدا و سرما وگرما

 

 

                             10- بیان عواطف و احساسات

 

بیان عواطف واحساسات وانتقال آن ها به طرف مقابل نقش عمیقی بر روابط انسانی دارد .بیان عواطف واحساسات مثبت وسازتده یکی از ضروریات برقراری رئابط انسانی در همه مدیریت ها ومخصوصا مدیریت آموزشی است . احساسات مثبت  اثر تلقینی دارد ومانند تلقین های روانی در فرد حالت وآمادگی خاص پذیرش وصمیمیت بوجود می آورد . انتقال عواطف واحساسات تقویت کننده ، جوش دهنده ، تسهیل کننده و تسریع کننده روابط انسانی در آموزشگاه است .مدیر آموزشگاه توانمند کسی است که علائق ، دوستی  ومحبت خود را بتواند آشکار کند و بشکل های مختلف وبا روش های کلامی وغیره کلامی آن  را به دیگران منتقل کند . مدیر آموزشی امروز مدیری است که می تواند با نوازش وتاثیرات خود غذای روانی افراد را برای بر قراری روابط بهتر ومیل به حرکت فراهم آورد .مدیر از عواطف واحساسات منفی هم باید در کنار و مقایسه با عواطف و احساسات مثبت استفاده می کند .

 

                        11 – انتخاب سبک و رفتار منالسب

 

سبک الگوی نسبتا پایدار رفتاری افراد (مدیران) است که به هنگام برخورد با دیگران ، اداره یامور و حل مسائل سازمان ومدیریت از آنان سر می زند و به وسیله دیگران قابل مشاهده ، درک وپیش بینی می باشد .                  رو ، بولگیدز و مک گراث در یک دسته بندی چهار مدل تصمیم گیری که توضیح دهنده سبک رهبران می باشد مطرح  می کنند  :

1 _رهبران  دارای سبک  دستوری: مدیران  از قواعد ومقررات  موجود  با حداقل  اطلاعات  استفاده  می کنند  و به  صورت  دستور  نظر  می دهند.

۲_  رهبران  دارای  سبک تحلیلی  :  مدیر تجربه  و تحلیل  راه حل ها برای  مشکلات می پردازند  و بهترین  راه حل را  بر می گزینند‌ .

۳_رهبران  دارای سبک  مفهومی  : این  رهبران  جامعه ندارند. راه حل های  کلی وخلاقانه  را انتخاب می کنند.

۴_رهبران دارای  سبک رفتاری : این مدیران  به مردم  علاقمند  هستند  و با توافق همگانی  برای  اتخاذ  تصمیمات  وحل مسائل کمک می گیرند. 

سه نوع  دیگر دسته بندی سبک ها :

الف _سبک  خود کا مه یا اتو کرات  : سبکی که مدیر امیال منافع خود را به دیگران  تحمیل می‌کندو آنها را وادار به تبعیت  می کند .

ب_  سبک مشارکتی : به مشارکت و دخالت  افراد  در امور اهمیت می دهد .

ج_ سبک های لجام گسیخته  : افراد با آزادی کامل  در امور  دخالت  می کنند  و آزادی  زیادی در قبول  یا عدم قبول  دارند .

نظریه های  اقتضائی رهبر ی به تناسب روش با نیازها،  ویژگی‌های  افراد  و شرایط  محیطی تآکید  می ورزند و به ما از زیان های  عدم انعطاف  سبک  هشدار  می دهند. 

رفتار مدنی سازمانی  : رفتار  مدنی سازمانی  رابطه ای فراتر از سبک های معمولی مدیریت  که در سازمان رسمی  به عنوان  وظایف مدیریت  نامیده  می‌شود.  ، می باشد.  رفتار مدنی  به  مجموعه  رفتار ها و روابطی  از طرف  مدیران  وسایر افراد سازمان  ،اطلاق می‌شود که سازمان  را به سوی انسانی  واخلاقی  شدن پیش  می برو ودر سایه آن عملکرد  افراد  و سازمان  بهبود می یابد. 

۱_ نوع دوستی  : افراد بطور داوطلبانه در راستای حل مشکلات  محیط کاری به  همکاران خود کمک  می کنند.

۲_   وظیفه شناسی.: به نوعی  اعتقاد فردی به  انجام  وظایف و مسئولیت ها بر می گردد.

۳_فضیلت مدنی: نوعی  اعتقاد  به ارزش زندگی جمعی  است که فرد  به کارکردها و وظایف اجتماعی اهمیت می دهد. 

۴_ادب واحترام: رفتار متفکرانه ای است که افراد ضمن انجام کار ورعایت می کنند ورفتار بدون درگیری از خودنشانمی دهند. 

۵_مردانگی : داشتن قدرت تحمل مشکلات اجتناب‌ناپذیر کار بودم آن که مسئولیت ها را از دوش خود وانهیم .

۶_ وفاداری سازمان  : در اولویت قرار دادن  منافع  کلی سازمان ووفاداریبه  رهبری  آن وپرهیز از در نظرگرفتن منافع شخصی و گروهی تنگ نظر وتمامیت  خواه  می باشد.

۷_ اطلاعات سازمانی : نوعی احترام  گذاشتن به  قوانین  ومقررات  و ساختار، وظایف وسیاست های سازمانی است که فرد سعی می کند با رعایت  آن جریان  امور را بدرستی انجام دهد.

۸_ بهسازی خود:  مجموعه اقداماتی است  که فرد دانش ،مهارت ها و توان های خود را در راستای بهتر انجام دادن وظایف و موفقیت سازمان افزایش  می دهد.

 

                                     12 _ پیدا  کردن  نکات مثب  در دیگران

 

یکی از پیش شرط های  برقراری روابط انسانی یافتن یک نکته مثبت  و قابل تکیه در طرف مقابل  است.  اساس مدیریت آموزشی برپایه ی استعداد ها ، هوش ، توانایی های بالقوه  ونکات مثبتی است که در افراد وجود دارد. هر گاه مدیری  ، در میان انبوهی از نقاط ضعف  ، تنها به یک  نقطه مثبت دست یابد ، این آغاز شروع موفقیت  آمیز برقراری روابط انسانی است.

                                         13   _ خودکنترلی

 

مدیرانی که توان خود کنترلی  بیشتری  دارند ، در مدیریت خود موفق تر هستند. خود کنترلی حاصل تفکر وتعمق فرد می باشد که بر اساس عقاید و ارزش های  خود می تواند رفتار خود  را از درون  کنترل  کند.  نام دیگر خود کنترلی، مدیریت بر خود با خود مدیریتی  است. سخت گیری زیاد،  نظارت مستقیم  و کنترل شدید که بچه ها را کاملا  محدود می کند،  بر خلاف خودکنترلی است. از طرف  دیگر  ، مدیریت آموزشی نیاز به کنترل عاطفی  دارد.

هوش هیجانی یا هوش عاطفی  به طور کلی یعنی توان درک  احساسات  وعواطف خود ودیگران و کنترل  آن ها و ارائه مدیریت مناسب برای برقراری رابطه ی اثر بخشی با دیگران  .

سبحانی نژاد و یوزباشیعوامل هوش عاطفی را به چهار دسته تقسیم کرده اند :

۱_ آگاهی های اجتماعی

۲_ خود آگاهی

۳_ خود مدیریتی

۴_ مهارت های اجتماعی

 

                                    14_ تامین به داشت روانی

 

موضوع بهداشت روانی به سالم و متعادل  بار آوردن شخصیت  انسان ها از طریق فراهم آوردن محیط مناسب  برای تامین نیازها  و شکوفایی  استعداد ها بر می گردد. کار اصلی مدرسه انسان سازی است و انسان سازی در دو بعد جسم و روح یا روان  معنی  پیدا می کند.  حفظ سلامت یا بهداشت  روانی دانش آموزان  و معلمان  کار اساسی مدرسه است . یکی از شاخص های مهم بهداشت روانی  ، توان  برقراری رابطه با دیگران است  . مجموعه ی  روابطی که بین  افراد  برقرار می‌شود  ، سبب عزت ، حرمت  و امنیت  در آن ها  می شود . وجود فضای معنوی مبنی  بر عدالت ، تقوی ، برابری  وبرادری که  در افراد نوعی احساس  آرامش و امنیت  بوجود  آورد  ، اثر عمیقی  بر بهداشت  روانی دارد .

                                     15_ جو  مناسب سازمانی

 

جو سازمانی عبارت است از مجموعه ای از حالات  ، خصوصیات  یا ویژگی های حاکم بر یک سازمان که  آن را گرم  ، سرد  ، قابل اعتماد  ، ترس آور  یا اطمینان  بخش  ، تسهیل کننده  یا باز دارنده می سازد و از عواملی مانند رضایت شغلی  ، شخصیت ، رفتار،  سوابق  ، نوع مدیریت  ، فرهنگ سازمانی  ، روحیه ، انگیزش  ، ساختار  ، تکنولوژی  وغیرهبوجود  می آید وسبب تمایز  دو سازمان از هم می شود. جو سازمانی یک مدرسه  مجموعه ای از ویژگی های درونی یک مدرسه  است که  آن را از مدرسه مشابه  دیگر  متمایز می سازد و بر رفتار اعضای آموزشی اثر می گذارد.

هالپین وکرافت شش نوع جو سازمانی را مورد شناسایی  قرار  داده اند :

۱_جو باز:  معلمان از روحیه بالایی برخوردارند و از روابط دوستانه  که با هم دارند  لذت می برند ‌.

۲_ جو خودگردان  : معلمان در این جو، آزادی نسبتا  کاملی  دارند. مدیر انعطاف پذیر است،  ولی رفتار مدیریتی اش نسبت به مدیران جو باز محدود تر می باشد  .

۳_ جو کنترل شده  : معلمان سخت کار می کنند  و وقت کمی  برای ارتباطات دوستانه  با یکدیگر دارند  . مدیر مسئولیت  و اختیارات کمی  برای  تصمیم  گیری به معلمان تفویض می کند .

۴_ جو آشنا : معلمان دوستان شخصی  خود را مورد  تایید قرار می‌دهند  . مدیر اعتقاد دارد که همه  اعضای  یک خانواده هستند  . اساس رضایت شغلی  و روحیه بالایی معلمان  از ارضاینیازهای  اجتماعی  ریشه  می گیرد  .

۵_ جو پدرانه : معلمان با یکدیگر خوب کار نمی کنند و همین  امر سبب بروز عدم  هماهنگی در بین آن ها  می شود  . مدیر بیشتر به ارضای  نیازهای  شخصی  خود  می پردازد و توجه خاصی به نیاز ها   و انگیزه های معلمان  ندارد .

۶_ جو بسته  : معلمان خود را در امور مدرسه درگیر نمی سازند . رضایت شغلی معلمان در سطح پایینی است  . مدیر بر انجام کارها تاکید  می ورزد . نظارت  و کنترل بسیار  شدید است  افراد حق نظر ندارند و باید طبق دستورات  مدیر کار کنند  .

                                   16_ خودشناسی  ودیگر شناسی

 

خودشناسی  و دیگر شناسی یکی  از مهم ترین شاخص‌های  روابط انسانی  است  . کسی که نگرش ها ، شخصیت  ، عواطف  ، جنبه های روانی،  اجتماعی  ، ارزشی و فرهنگی  و نوع مدیریت خود را می شناسد،  حدود انتظارات  وعلائق خود  را مشخص می کند کمی داند که از دیگران  چه بخواهد  کار آن ها چه انتظاراتی  داشته باشد . اصطلاح(( خودبیانی)) یا (( خود گشادگی)) برای بیان  احساسات،  عواطف،  خواست ها ، نظرات  فرد وبهعبارت بهتر معرفی خود بکار برده می شود . مدرسه  اثر بخش  و مساعد برای شکل گیری تعلیم و تربیت ، مدرسه ای است  که تمام افراد موثر در آن  یعنی مدیر ، معلمان  ، دانش آموزان  و اولیاء می توانند بدون ترس دلهره عواطف واحساسات و خواسته های خود را بیان کنند  .مدیر معتقد است که با این  کار ، زمینه های شناخت  ،علائق،  استعداد ها  ، شخصیت وسازهای افراد  فراهم می‌شودوبرقراری  روابط تسهیل می گردد .

مدل پنجره ی جوهری در رابطه  خود شناسیودیگرشناسی مطرح شده، به ما می گوید که ما همه چیز را در باره خود نمی دانیم. این مدل  از دو محور خود ودیگرانوچهار ناحیه باز ، کور ،پنهان  و ناحیه نا شناخته  تشکیل می‌شود.

۱_ ناحیه باز  : شما اطلاعات لازم را در باره ی خودتان دارید ، دیگران نیز از آن اطلاعات‌ آگاهی دارند .چنین فردی از توان  برقراری روابط انسانی بالایی برخوردار می باشد  .

۲_ ناحیه کور : دیگران درباره شما اطلاعات  و نگرشی  دارند  که شما  از آن بی خبر هستند. گاهی اوقات  ، اگر دیگران تا حدودی درباره ی ما اشتباه باشد  ، پس توانیم با خودبینی یا خود گشودگی  آن ها را در جریان  امور و ویژگی های خود قرار دهیم و اشتباهات  آن ها را نسبت  به خود تصحیح کنیم .

۳ _ ناحیه پنهان  : در این ناحیه شامل اطلاعاتی  درباره شما ست که از آن آگاهی دارید ،اما برای  دیگر‌ان شناخته شدهنیست .

۴_ ناحیه ناشناخته : شامل اطلاعات وموضوعات  ناشناخته  برای  شما ودیگران  می شود.

                                    آزمون خود شناسی

این آزمون حاوی ۷۰ سوال  می باشد که در رابطه با مولفههای  هفتگانه   :

 ۱_نگرش ها  ۲_ شخصیت و خلق  وخوی  ۳_ روابط اجتماعی  ۴_ رهبری  و مدیریت ۵_ ویژگی های روانی ۶_ ویژگی های عاطفی ۷ _ منطق وبلوغ  تنظیم  شده است.

نتیجه گیری. :  

مدیر مدرسه برای  اینکه بتواند در حیطه کاری  خودبه اهداف از پیش تعیین شده که همان پیشرفت تحصیلی دانش آموزان و ایجاد محیطی شاد و بدون استرس برای  همکاران  است دست پیدا کند باید از یک سری شاخص های روابط انسانی در آموزشگاه اطلاع داشته باشد. اطلاع از این شاخص ها مدیر را در انجام وظیفه یاری می کند و باعث  می ‌شود در محیط کارش کمتر دچار درگیری  و عوامل استرس زا شود .

منبع :

محمد میرکمالی (۱۳۹۴) ، روابط انسانی در آموزشگاه ، تهران :  نشر یسطرون ، فصل ۴

 

ارسال کننده  : مرادی          20/9/96

هرم  ۷ مرحله‌ای  مازلو _ مرادی سعادتمند

استاد  : دکتر ابوالفضل بختیاری  ............ دانشجو  : راضیه مرادی سعادتمند  کارشناسی ارشدمدیریت آموزشی دانشگاه آزاد قم     ........  موضوع  : سلسله مراتب هفت   مرحله‌ای  مازلو

مقدمه  :

 مزلو (1)، یکی از روان شناسان معروف آمریکایی، در سال 1954 نیازها را که خاستگاه اصلی انگیزه ها هستند نخست به پنج دسته و در سال 1970 با همکاری روت (2) در هفت دسته تنظیم نمودند.که من به بیان این هفت مرحله می پردازم .
هرم هفت مرحله ای مزلو بیان می کند رفتار آدمی در یک سلسله مراتب نیازها صورت می گیرد. به این معنا که مهمترین نیازها مانند غذا، آب و هوا و میزان لازم گرما در مهمترین و بنیادی ترین مرتبه این سلسله مراتب قرار می گیرند. در مرتبه ی بعد نیازهای امنیتی مانند امنیت جانی، مالی، شغلی، حیثیتی و جز آن منظور گردیده است. مرتبه ی سوم مواردی مانند نیازهای تعلقی، عشقی، همچون تعلق و عشق به وطن، زادگاه، فرهنگ، خدا، دین و مذهب، خانواده و همسر را در برمی گیرد. مرتبه ی چهارم سلسله مراتب نیازها ویژگیهایی مانند عزت نفس، حیثیت و مقبولیت اجتماعی را شامل می شود که باید ارضاء شوند. این مراتب چهارگانه نیازها را انگیزه های کمبود (3) یا بنیادی نامیده اند.
باید توجه داشت که در هر مرتبه از سلسله مراتب نیازهای مزلو تقدّم و تأخّرهایی وجود دارد. چنانکه در مرتبه ی نیازهای فیزیولوژیکی از میان غذا، آب، خواب، هوا، مواد معدنی و پروتئینی نیاز به هوا در اولوّیت قرار دارد و در نیازهای امنیتی نیاز به امنیت جانی از همه مهمتر است. نمودار (1) بیانگر سلسله مراتب نیازها از دیدگاه مزلوست.

b

پنجمین مرتبه در سلسله مراتب نیازهای مزلو نیازهای شناختی است. بسیاری از آدمیان علاقه ی فراوانی به دانش اندوزی و کسب معلومات دارند و می کوشند در رشته ی مورد علاقه ی خود به بالاترین مدارج تحصیلی دست یابند و وقت خود را به مطالعه بگذرانند و این در صورتی است که نیازهای مراتب پایینتر ارضاء شده باشند.
در ششمین مرتبه از این سلسله مراتب تفاهم (4) میان افراد آدمی از نیازهای بسیار مهم است. امّا تفرقه های فکری، مرامی، دینی و مذهبی موجب پرخاشگری و در نتیجه جنگهای ویرانگر شده اند که هنوز دامنگیر نوع بشر است. در واقع جامعه ی سالم زمانی به وجود می آید که میان مردم همدلی، همکاری و پیوندجویی (5) حاصل شده باشد و تفاهم یکی از این عوامل کارساز است.
هفتمین مرتبه در این سلسله مراتب نیاز به زیبایی (6) است. زیرا زیبایی هنر است و یکی از جلوه های افراد فرهیخته و خود شکوفاست که از نظر دیداری و شنیداری و هم گفتاری و کرداری با نظم و ترتیب، تقارن و توازن و هماهنگی و تناسب سروکار دارد.
به عقیده ی مزلو اگر همه یا بیشتر نیازهای مراتب هفتگانه رفع شوند فرد به خودشکوفایی (7) یا کمال استعداد خود دست می یابد و در ضمنِ خودسازی به خود کامروایی نایل می شود و انسانی می گردد که هم خود او و هم دیگر

نتیجه گیری :

مزلو 5 مرحله را مطرح کرد .اما دو نیاز دیگر که تفاهم وزیبایی هست را با کمک روت به نیازهای انسانی اضافه نمود . این دو نیاز تکمیل کننده 5 مرحله قبلی است که باعث می شود فرد به کمال ورضایت خاطر برسد اما با گذشت زمان می توان مراتی دیگری را به آن اضافه نمود .

منبع مقاله :
پارسا، محمد؛ (1382)، بنیادهای روان شناسی، تهران: انتشارات سخن، چاپ دوم

 WWW.rasekhoon.net

رفتار وروابط انسانی در سازمان های آموزشی _ سعادتمند مرادی

رفتار و روابط انسانی در سازمان های آموزشی مرادی سعادتمند

استاد: دکتر ابوالفضل بختیاری          دانشجو  : راضیه مرادی سعادتمند کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی دانشگاه آزاد قم                موضوع : نقش مدرسه در روابط انسانی و انسان سازی

 

مقدمه:

مدرسه نشانه  وجودی تعلیم و تربیت است و آن پدیدهای نظام یافته  و ساختمند است که با پیش بینی های لازم از قبیل منابع  ، امکانات و برنامه ها، زمینه های آموزشی و پرورشی انسان ها و انسان شدن آنها را فراهم  می کند . من در این متن ابتدا به تعریف انسان شدن وبعد تاثیر روابط انسانی در مدرسه و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان می پردازم .

روابط انسانی عرصه جاذبه های انسانی است. انسان شدن و انسان سازی زندگی کردن مهم ترین هدف آموزش وپرورش می باشد. انسان شدن یعنی اینکه فرد خود محدودیت های خود را بشناسد و بداند که در این جهان خلقت چه جایگاهی دارد . اینکه استعدادهای خود ر ا بشناسد و بهترین استفاده را از آن ها بگیرد. انسان شدن یعنی اینکه انسان های دیگر و اطرافیان خود و نیازهای آنها را بشناسد و بداند که چگونه با آنها زندگی کند. بالاخره انسان شدن یعنی این که ارزشهای وجودی خود را به عنوان عالی ترین موجود جهان خلقت درک کند و از چنان شخصیت و منشی برخوردار شودکه با اعتماد به نفس احترام  قاطعیت ایمان واعتماد در پهنه حیات و زندگی قدم  بگذارد. ضمن اینکه از مواهب ومنبع آن بهره می گیردخود را حفظ کنید و از مسیر تعادل پا را فراتر نگذارد.

برقراری روابط انسانی کلید تحقق هدف انسان سازی است. به تعبیر کانت مدرسه جایی است که آدم های تربیت شده و فرزانه یعنی معلمان و مدیران به تربیت نوباوگان مشغول هستند این افراد متخصصان تعلیم و تربیت هستند و باشعور و آگاهی و با برنامه های علمی طی مراحل دانش آموزان را آموزش وپرورش می دهند و آنان را آدم می سازند.

روابط انسان در مدیریت آموزشگاهی جایگاهی خاص دارد . مدیران و معلمان نمی توانند بدون تاثیر مثبتی که از طریق اهداف و اصول انسانی نیاز به برنامه ریزی گسترده و وسیعی دارد که باید با ژرف اندیشی تدوین طراحی و سازماندهی و پیاده شود . مدیران برای   دست یابی به چنین اهداف بزرگی باید از هر جهت آمادگی ومهارت داشته باشند.

ایوان ایلیچ می گوید : مدرسه ای که باید افراد را انسان هایی اجتماعی باصفای درونی  آماده خدمت  وآزاد  تربیت کند  بالعکس افرادی وابسته ، فردگرا ،  غیرمسئول ،  خودپسند ،  خود برتربین بار می آورد. به نظر او یکی از وظایف مدرسه انسان بار آوردن دانش آموزان است که از این  طریق در خدمت جامعه بوده و مشکلات جامعه را حل کنند.

نتیجه گیری:

با توجه به مطالب فوق می توان استنباط کرد که کلیه فعالیتها و اقدامات معلمان و مربیان و دست اندر کاران  مدرسه و سازمان آموزش وپرورش می بایست در جهت انسان سازی باشد . شاید آن چیزی که ما درحال حاضر در جامعه می بینیم غیر از این باشد . ولی تمام سعی آموزش وپرورش تربیت انسان ها و آماده کردن آنها برای شکوفایی آینده کشور می باشد.

منع:

- محمد ، میرکمالی (1394) . روابط انسانی در آموزشگاه ، تهران : انتشارات یسطرون ، فصل اول

 ارسال کننده :  مرادی           96/8/3  


رفتار وروابط انسانی در مدرسه مرادی سعادتمند

استاد  :  دکترابوالفضل بختیاری      دانشجو:  راضیه مرادی سعادتمند   کارشناسی ارشدمدیریت آموزشی دانشگاه آزاد قم

 

مقدمه:

مدرسه یکی از اساسی‌ترین نهادهای اجتماعی و وظیفه آن تربیت انسان‌هایی است که آینده جامعه را تعیین خواهند کرد. هر قدر برنامه‌های این نهاد اصولی و تابع مخاطبان باشد، بازده آن که همانا دانش‌آموزان هستند نیز پربارتر و شایسته‌تر خواهد بود.
پس باید با تکیه بر ابزارهای کارآمد و نیروهای مجرب و آگاه نسلی را تربیت کند که قدرت تطابق و سازگاری را برای زندگانی در سال‌های حضور در صحنه اجتماعی داشته باشند و این میسر نخواهد شد مگر با تدبیر و برنامه‌ریزی‌ اصولی .من در این متن به این می پردازم که محیط آموزشی یا همان مدرسه احتیاج به شرایطی دارد که هم کارکنان، هم معلمان وهم دانش آموزان درآن احساس آرامش کنند وکه این کار باعث پیشرفت تحصیلی دانش آموزان می شود.

رفتار وروابط انسانی در محیط مدرسه  امری ضروری ولازم است .محیط های کاری به سرعت قابل توجهی در حال تغییر و تحول اند و به همین علت یک مدیر اثر بخش علاوه بر نظم و انضباط ، باید از مهارت بسیار زیادی در درک نیازهای اولیه افراد و رفتار آنها در محیط کار برخوردار باشد. جلب توجه و تعهد، پرورش استعدادها ، ایجاد انگیزه و اثربخشی افراد مستلزم برقراری ارتباط های باز و ایجاد اعتماد متقابل میان مدیران و کارکنان است.
با توجه به آن که مدرسه یک نهاد اجتماعی محسوب می‌شود و از ارزش‌های فرهنگی جامعه‌ای که در آن فعالیت می‌کنند، تاثیر می‌پذیرد، موضوع روابط انسانی مدیر مدرسه در قالب روابط اجتماعی و فرهنگی اهمیت بیشتری می‌یابد.
توجه به کارکنان، بزرگترین و مهم‌ترین پدیده‌ای است که در دهه اخیر، رشد فراوانی داشته است. این جنبش نیز مانند شماری دیگر از جنبش‌های کارآمد مدیریت، سودمندی و کاربرد زیادی دارد و در تمام کشورهای صنعتی و پیشرفته جهان، به آن به طور جدی توجه می‌شود و چنین رویکردی، مبانی و اصول کار با کارکنان را دچار تحولی شگرف ساخته است.
اندیشه‌های نو، دگرگونی‌های ریشه‌ای که در قلمرو مدیریت منابع انسانی پدید آورده، بی‌آنکه با مقاومتی روبه‌رو شود،‌به آرامی و آسانی پذیرفته شده و راه را برای بهره‌گیری بالاتر از توان تخصصی کارکنان هموار ساخته است. اگر مدیر آموزشگاه یا هر سازمانی، نتواند رابطه‌ای میان خود و طرف مقابل ایجاد کند، هیچ اطلاعاتی بدست نمی‌آورد. ارتباطات انسانی، کلید موفقیت یا بهتر بگوییم حلال بخش اعظمی از مشکلات روابط انسانی است

.روابط انسانی انقدر اهمیت داردکه بسیاری ازصاحبنظران علم مدیریت وسازمان، مدیریت را علم، هنر وفن برقراری ارتباط با دیگران وانجام کار توسط آنان می دانند.در برقراری روابط با سایر اعضای مدرسه و چه در برقراری روابط با اعضای اصلی مدرسه یعنی دانش آموزان و چه در انجام وظایف آموزشی، پرورشی و اداری می بایست به فرهنگ و ارزشهای معنوی و انسانی توجه کرده و بر آن اساس عمل نمود تا از این طریق زمینه های لازم برای درونی شدن ارزشها در دانش آموزان فراهم گردد. 

بزرگترین وظیفه مدیریت آموزشی، تشخیص تفاوتها و احترام به آنها و زمینه‌سازی برای شکوفایی و رشد آنها است. رفتار و روابط انسانی در مدرسه همین تشخیص، احترام و زمینه‌سازیها است .یک مدیر آموزشی مسئول کسی است که از طریق معلمان و اولیاء و یا سایر کارکنان، به نحو مقتضی از مشکلات دانش‌آموزان آگاه شوند و چنانچه علائم و یا رفتارهای ناخواسته و یا نابهنجاری از دانش‌آموزی مشاهد کرد، پیش از هر اقدام و یا تصمیمی، نسبت به بررسی جوانب امر و دلایل احتمالی مشکل به بررسی و تجزیه و تحلیل بپردازد.

در روابط انسانی  و رعایت جوانب انسانی کار و بطور کلی ایجاد محیط آموزشی کاستی های زیادی وجود  دارد به عبارتی دیگر می توان گفت مدیران آموزشگاه ها غالباً  گرفتار مسائل جزئی اداری هستند و فرصت پرداخت به امر اصلی یعنی آموزش و پرورش و جوانب حساس و پیچیده آن را ندارند . از این رو سرمایه گذاری در راستای مساعد ساختن محیط تربیتی و ایجاد شرایطی که معلم را به کار خود دل گرم کند و طراحی و اجرای برنامه های مناسب جهت حل مشکلات مربوط به آنان امری اساسی است . به عقیده صاحب نظران مشکلات حاد معلمان در محیط کار اثر سوئی بر کیفیت آموزشی در مدارس کشور می گذارد زیرا حفط و نگهداری معلمان ، مستلزم ایجاد شرایط مطلوبی است  که به عمل کرد رضایت بخش معلمان منتهی می گردد . به هر حال ،مدیران از این مسئله غافل هستند که غالباً رفتار را افراد و گروهایی مورد ارز یابی قرار می دهند  و از جمله کسانی که مستقیما ً با مدیران سر و کار دارند معلمان هستند .

معلمان ، دانش اموزان و حتی اولیاء دانش آموزان در زندگی فردی و اجتماعی خویش  با مشکلاتی  روبرو می شوند که ممکن است تا حدودی زندگی شغلی و تحصیلی آنها را مختل نماید . گاهی اوقات با اندکی ملاحظه و توجه  می تواند مشکل  دانش آموز یا معلم را حل نمود . چه بسا مدیرانی که در این شرایط توقعات و خواسته ها ی بیشتری را مطرح می کنند و حتی فرد را به بی کفایتی و کوتاهی متهم  می کنند اینان به جای بررسی مشکل و و ارائه راه حل مناسب خود فرد را محکوم می نماید  و بر مشکلات او می افزاید . ذکر این نکته مهم و ضروری است که هدف روابط انسانی این که  ضمن ارضای نیاز ها ی اعضاء سازمان ، اهداف سازمان نیز تحقق یابد یعنی برای آن که  سازمانی در دستیابی به اهدافش موفق شود باید به کارکنانش کمک کند که به نیاز های خود دست یابند  . تحقیقات نشان می دهد که وجود روابط انسانی در سازمان امکان تحقق اهداف سازمان را تسهیل  می نماید .

● نکات مورد توجه در روابط انسانی‌


برای آنکه مدیر بتواند روابط موفقیت‌آمیزی با معلمان، دانش‌آموزان، والدین آنان و... برقرار کند و منظور خود را به آنان تفهیم سازد و منظور آنان را نیز درست بفهمد باید به نکات زیر توجه کند.‌ 
▪ بداند که می‌‌خواهد از طریق برقراری ارتباط به چه چیزی دست یابد و هدف از ارسال پیام چیست؟
▪ پیام را بدون پیچیدگی و ابهام و از طریق ارتباط وسیله ارتباطی مناسب ارسال دارد.

. نیازهای گیرندگان پیام را تشخیص دهد و توجه به حالات روحی و روانی و عاطفی آنان و بدست آوردن اطلاعات لازم و کافی درباره مخاطبان به ارسال پیام اقدام کند. این امر سبب می‌‌شود که مدیر قابلیت و میزان پذیرش پیام را بررسی کند.‌
▪ باگیرندگان صمیمی باشد و در آنان اعتماد و اطمینان ایجاد کند.‌
▪ به صحبتها خوب گوش بدهد و قابلیت پذیرش افراد را داشته باشد. زیرا بسیاری از مشکلات موجود در مدرسه با خوب گوش دادن به درددلهای کارکنان قابل حل است.‌
▪ سطح دانش، اطلاعات و معلومات مخاطبان خود را درنظر بگیرد.‌
▪ از جملات کوتاه و واژه‌های قابل فهم استفاده کند.‌
▪ در جریان صحبت کردن برنکات اصلی و کلیدی تاکید کند و از جزئیات کم اهمیت بپرهیزد.‌
▪ رمز موفقیت در مدیریت، موفق شدن در کار کردن با انسانهاست. رمز موفقیت در کار با انسانها نیز دوست داشتن آنهاست. مدیر باید نسبت به همکاران، دانش‌آموزان و... نوعی علاقه و خیرخواهی داشته باشد و آنها را از صمیم دل دوست بدارد. تا زمانی که کسی را به دلایلی دوست نداشته باشیم، نمی‌توانیم با او ارتباط برقرار کنیم.‌
▪ هر مدیر آموزشی باید به روحیه و حالات روانی دانش‌آموزان و معلمان خود توجه داشته باشد. چنانچه علائمی از بی‌اعتمادی، ترس، ناامیدی، تنفر و احساس نکردن نشاط در محیط آموزشی دیده شود، به معنی نبود بهداشت روانی و فقدان روابط انسانی است.

 نتیجه گیری :

برای رسیدن به سازگاری اجتماعی در خانه، اجتماع، مدرسه، برقراری روابط انسانی از اهمیت قابل توجهی برخوردار است و این امر مستلزم رعایت اصول و نکات مهم در برقراری این ارتباط است. 
با توجه به این که مدیر در مدرسه با معلمان، دانش آموزان و اولیاء کادر آموزشی و اداری ارتباط نزدیک دارد نقش اساسی و مهمی در برقراری روابط انسانی بین افراد دارد، بنابراین با شناسایی موانع و مشکلات موجود و رفع آن، محیطی امن و آرام ایجاد کرده و به اولویت ها و هدفهای مورد نظر برسد.

منابع:

_حیدرتورانی،محرم آقازاده(۱۳۹۰)،روابط انسانی در مدرسه، مجله رشدمدیریت مدرسه،دوره دهم،شماره ۱،برگرفته از:

 http//: www.Vista.ir/article

_علیرضا بنی اسد(۱۳۹۰)،مقالات آموزشی در مدرسه،روابط انسانی در مدرسه، برگرفته از:

.http//:www.alirezabaniasad.blogfa.com

_طاهره امانی(۱۳۹۴)،مدیریت آموزش ورفتار و روابط سازمانی، برگرفته از:

http//:www.amoozeshi33.mihanblog.om

_سید قربان حسینی(۱۳۹۱)،گرگان پویش،روابط انسانی در سازمانهای آموزشی، برگرفته از:

http//:www.gorganpooyesh.blogfa.com


تحلیل رفتار اریک برن - مرادی سعادتمند

 

تحلیل رفتار اریک برن _ راضیه مرادی سعادتمند

استاد :  دکتر ابوالفضل بختیاری  ........  راضیه مرادی سعادتمند   ........  کارشناسی ارشد  مدیریت آموزشی دانشگاه  آزاد  قم   ................    موضوع :  تحلیل رفتار اریک برن

مقدمه‌ای بر تحلیل رفتار متقابل  :

تحلیل رفتار متقابل یک تئوری روان‌شناسی است که توسط دکتر اریک برن در سال ۱۹۵۰ میلادی ارایه گردید و به لحاظ کاربرد آن در حل مشکلات احساسی و رفتاری، مورد قبول جامعه روان‌شناسی قرار گرفته و تدریجاً در زمینه‌های مشاوره، روان‌کاوی، گروه درمانی، مدیریت، جامعه‌شناسی، توسعه سازمانی و آموزش، نظریه‌های جدیدی ارایه نموده و گسترش پیدا کرده است. ابهام و پیچیدگی در مفاهیم، تخصصی بودن و زمان طولانی درمان در دیگر روش‌های روان درمانی باعث شد تا تحلیل رفتار متقابل با مفاهیم اساسی و واژه‌های ساده سریعاً جایگزین روش‌های روان درمانی قدیمی گردید. به همین جهت تحلیل رفتار متقابل عمومیت یافته و هر جا که انسان‌ها حضور داشته و با یکدیگر ایجاد رابطه می‌نمودند کاربرد عملی پیدا کرد و ابزاری برای تغییر و حل مشکلات قرارگرفت .من در این متن به در مورد ایده های کلیدی که اریک برن در مورد آن به تحقیق پرداخته وبه جامعه روانشناسی  ارائه داده است  پرداخته ام .

ایده‌های کلیدی  

من خوبم تو خوبی  :

 ((من خوبم تو خوبی)) شاید معروفترین عبارتی است که هدف تحلیل رفتار متقابل را نشان می‌دهد: ((جایگاهی به وجود بیاید تا ارزش تک تک انسان‌ها را بشناسد. تحلیل رفتار متقابل انسان‌ها را اساساً خوب به حساب می‌آورد و قابل تغییر و رشد و رفتار سالم.))

نوازش :

اریک برن مشاهده کرد که انسان‌ها به نوازش (معیاری از تحویل‌ گرفته‌ شدن بین افراد ) برای زنده ماندن و رشد کردن نیاز دارند. شناخت چگونگی رد و بدل نوازش‌های مثبت و منفی بین انسان‌ها از قوی‌ترین زمینه‌های کار در تحلیل رفتار متقابل است.تعریف دیگری که می توان برای نوازش ارائه داد تایید وجود فرد توسط افراد دیگر است. به طور مثال همین که همسایه شما بعد از دیدن شما در خیابان لبخند می زند یا سر تکان می دهد به این معناست که شما نوازش دریافت کرده اید. نوازش در تحلیل رفتار متقابل به دو نوع تقسیم می شود، نوازش مثبت و نوازش منفی. نوازش مثبت همچنان که از نام آن بر می آید مانند تقویت مثبت است یعنی فرد محرک دلخواه را دریافت می کند، در صورتیکه نوازش منفی بیشتر به معنای تنبیه نزدیک است یعنی فرد با محرک آزار دهنده روبرو می شود. اریک برن معتقد بود که هر نوع نوازشی اعم از نوازش منفی همواره بر نبود نوازش ارجحیت دارد.

نوازش‌های غیابی :

به مجموعه نوازش‌هایی گفته می‌شود که شخص نوازش دهنده خود حضور نداشته باشد، مانند نامه - ایمیل - فرستادن کادو با پست - یاداشت گذاشتن و...

قابل ذکر است که نوازش‌های غیابی از بهره نوازشی بالایی برخوردار است و تقریباً از تمامی فیلترهای نوازشی به راحتی عبور می‌کند.

حالات خود :

اریک برن با فهمیدن اینکه شخصیت انسان از سه حالت ((خودآگاه ))تشکیل شده رفتارهای پیچیده بین انسان‌ها را قابل فهم کرد. هر حالت  ((خودآگاه )) یک مجموعه کامل از احساسات و فکرها و رفتارهایی است که ما با استفاده از آن‌ها واکنش نشان می‌دهیم. در واقع افراد در موقعیت های گوناگون رفتارهای مختلفی از خود بروز می دهند، و تحلیل ساختار شخصیت به معنی بررسی ساختار حالات شخصیت و رفتار انسان است که به صورت رفتاری و احساسی بروز می نماید. سه حالت ((خودآگاه)) والد و بالغ و کودک و فعل و انفعال بین آنها پایهٔ نظریهٔ تحلیل رفتار متقابل را تشکیل می‌دهند. این مفهوم‌ها به خیلی از زمینه‌های مشاوره روان درمانی و تحصیل راه پیدا کرده‌اند  .

والد :

قسمتی از رفتارها، افکار و احساسات انسان است که به دلیل تقلید ناخودآگاه از کارهایی که پدر و مادر انجام می‌دادند یا برداشت ما از رفتار آنها است رفتارهای مانند نصیحت کردن، سرزنش کردن، حمایت کردن، انتقاد کردن از جمله رفتار های بازتابی این بخش می باشد. والد از دو قسمت والد کنترل کننده (مثبت و منفی) و والد حمایتگر مهربان (مثبت و منفی) تشکیل شده است.

بالغ :

بخشی از شخصیت است که رفتارهای((این مکانی-این زمانی))را شامل می‌شود. مثلاً ما در هنگام رانندگی، قوانین راهنمایی و رانندگی را رعایت می‌کنیم یعنی شرایط زمان و مکان را دریافت و بر اساس آن تصمیم به درست رانندگی کردن گرفته‌ایم. بالغ همان بخشی از افکار، رفتار و احساسات انسان است که شبیه پردازش کامپیوتری است و پاسخ ما به اتفاقات حال حاضر است. تقویت بالغ یکی از اهداف تحلیل رفتار متقابل است. ویژگی دیگر ((بالغ ))استفاده از تمام توانمندی‌های فرد برای حل مسائل است.بالغ را می توان همان نیروی در درون هر فردی می باشد که از آن تحت عنوان عقل و منطق یاد می شود.

کودک :

قسمتی از رفتارها، افکار و احساسات انسان است که تکرار دوران کودکی است.در واقع این حالت نمادی از بعد شخصیت کودک در درون هر فرد می باشد که رفتار های عجولانه و غیر منطقی از خود بروز می دهد. همچنین این بخش شخصیت خود از سه الگوی رفتاری متفاوت مهر طلب، آزارگر و قربانی تشکیل شده است. مثلاً کسی که نتیجه خوبی در کارش می‌گیرد با یک لبخند درخشان پاسخ می‌دهد. کودک به چند قسمت از قبیل طبیعی، منزوی، تربیت شده و پرخاشگر تقسیم می‌شود.

رفتارهای متقابل (تراکنش) :

تراکنش‌ها (رفتارهای متقابل) به کنش‌های انسانی گفته می‌شوند که در پی آنها از طرف مقابل انتظار پاسخ می‌رود. مثلاً سلام کردن، یا دراز کردن دست برای دست دادن یک تراکنش است، چون که از طرف انتظار پاسخ می‌رود. این پاسخ بستگی به حالت ((خود))طرف متقابل دارد. در این مورد خاص -یعنی سلام کردن- پاسخ فرد می‌تواند از یک جواب سلام کوتاه تا یک احوال‌پرسی گرم و درازمدت متغیر باشد.

در تحلیل رفتارهای متقابل با تشخیص این که فرد با کدام حالت ((خود ))با دیگری رفتار می‌کند می‌توان رفتارهای بعدی او را پیش بینی کرد. با به صحنه آگاه آوردن این تشخیص می‌توان کیفیت و تأثیر ارتباطات افراد را بهبود داد.

بازی‌ها :

اریک برن یک سری الگوهای رفتار اجتماعی نا سالم را به عنوان بازی تعریف می‌کند. این رفتارهای تکرار شونده و منحرف اصولاً برای به دست آوردن نوازش هستند اما در عوض احساسات منفی را تقویت می‌کنند و مانند ماسک جلوی بروز مستقیم احساسات و افکار را می‌گیرند. اریک برن برای این بازی‌ها اسم‌های آشنایی انتخاب کرده است. وی معتقد است رفتارهای نا سالم نتیجه تصمیمات محدود کننده‌ای است که در کودکی به دلیل علاقه به زنده ماندن گرفته شده‌اند. این تصمیمات در چیزی که برن آن را پیش نویس (یک نقشه از قبل کشیده شده برای اینکه زندگی چگونه زندگی شود) می‌نامد به اوج می‌رسند. عوض کردن پیش نویس زندگی هدف روان درمانی مبتنی بر نظریه تحلیل رفتار متقابل است. برن معتقد بود که این بازی ها در خانواده ها جاری و ساری هستند به این معنا که هر خانواده ای الگوی بازی های منحصر به فرد خود را دارد که نسل به نسل از طریق یادگیری منتقل می شود. او بازی ها را از نظر شدت به سه درجه تقسیم کرد. به این معنا که هر فرد با الگویی که از خانواده خود می آموزد یک بازی واحد را ممکن است با شدت درجه یک، که در نهایت مقداری مشکلات میان فردی ایجاد کند، درجه دو، که منتج به مشکلات عدیده در زمینه های مختلف شود، درجه سه که مشکلات جدی از قبیل مشکلات قانونی نظیر زندانی شدن، قتل و ... ایجاد کند، اجرا نماید.

نتیجه گیری :

تحلیل رفتار یک مکتب علمی کاربردی می‌باشد که در آن از به کار بردن مفاهیم پیچیده اجتناب شده است و نظریات آن به صورتی مطرح شده‌اند که به راحتی می‌توان آنها را مشاهده و تجربه نمود . جامعه روانشناسی از ایده ها و نظریات برن به علت سادگی مفهوم وقابل فهم بودن آن استفاده کرده است وبسیاری از اخلاق وخصوصیاتی که انسان ها در زندگی روزمره به آن می پردازند را به راحتی می توان با آن تجزیه وتحلیل کرد .

منبع :

- مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا.  ((Transactional analysis)). در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای انگلیسی ، بازبینی‌شده در ۲۷ مهٔ ۲۰۱۴.   برگرفته از :                                                                                                         

https://fa.wikipedia.org/wiki    /تحلیل_رفتار_متقابل

 
 
 

ارسال کننده  :  مرادی      96/8/8 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان ۱۳۹۶ساعت 19:25  توسط راضیه سعادتمند مرادی  |  نظر بدهید

هرم 5مرحله ای مازلو  -  مرادی سعادتمند

هرم سلسله مراتب مزلو - راضیه مرادی سعادتمند

استاد : دکتر ابوالفضل بختیاری .........      دانشجو : راضیه مرادی سعادتمند کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی دانشگاه آزاد قم   ......... موضوع سلسله مراتب مزلو

 

مقدمه :

هرم سلسله‌مراتب نیازهای مزلو یا به طور خلاصه هرم مزلو، نظریهٔ آبراهام مزلو نظریه‌ پرداز کلاسیک مدیریت، در مورد نیازهای اساسی انسان است.  من در این متن سلسله مراتب هرم مازلو را بیان می کنم که در مورد انگیزش هایی که انسان را برای رسیدن به هدفش یاری می کند شرح می دهد.

این نظریه در میان بینش‌های حاصل از جنبش روابط انسانی در مدیریت مقارن با دوران رکود اقتصادی بزرگ غرب از اهمیت ویژه برخوردار است و نظریه‌ای بنیادین محسوب می‌شود.نظریه‌های محتوایی چیستی رفتارهای برانگیخته را شرح می‌دهند و به طور عمده با آنچه در درون فرد یا محیطش می‌گذرد و به رفتار فرد نیرو بخشیده سروکار دارد؛ به عبارت دیگر این نظریه‌ها، به مدیر نسبت به نیازهای کارکنانش بینش می‌دهند و به او کمک می‌کنند تا بداند کارکنان به چه چیزهایی به عنوان پاداش کار یا ارضا کننده بها می‌دهند؛ درحالی‌که نظریه‌های فراگردی چگونگی و چرایی برانگیختگی افراد را توصیف می‌کنند. این نظریه از نظریه‌های محتوایی در مورد انگیزش به شمار می‌آید.به اعتقاد مزلو نیازهای آدمی از یک سلسله‌مراتب برخوردارند که رفتار افراد در لحظات خاص تحت تأثیر شدیدترین نیاز قرار می‌گیرد. هنگامی که ارضای نیازها آغاز می‌شود، تغییری که در انگیزش فرد رخ خواهد داد بدین گونه است که به جای نیازهای قبل، سطح دیگری از نیاز، اهمیت یافته و محرک رفتار خواهد شد. نیازها به همین ترتیب تا پایان سلسله ‌مراتب نیازها اوج گرفته و پس از ارضاء، فروکش کرده و نوبت به دیگری می‌سپارند. در سال ۱۹۴۳ به عنوان نظریهٔ رشد آدمی نوشته شد.

هرم انسان

هرم مزلو

در این نظریه، نیازهای آدمی در پنج طبقه قرار داده شده‌اند که به ترتیب عبارتند از:

  1. نیازهای زیستی: نیازهای زیستی در اوج سلسله‌مراتب قرار دارند و تا زمانیکه قدری ارضا گردند، بیشترین تأثیر را بر رفتار فرد دارند. نیازهای زیستی نیازهای آدمی برای حیات خودند؛ یعنی: خوراک، پوشاک، غریزه جنسی و مسکن. تا زمانی که نیازهای اساسی برای فعالیت‌های بدن به حد کافی ارضاء نشده‌اند، عمده فعالیت‌های شخص احتمالاً در این سطح بوده و بقیه نیازها انگیزش کمی ایجاد خواهد کرد؛
  2. نیازهای امنیتی: نیاز به رهایی از وحشت، تأمین جانی و عدم محرومیت از نیازهای اساسی است؛ به عبارت دیگر نیاز به حفاظت از خود در زمان حال و آینده را شامل می‌شود؛
  3. نیازهای اجتماعی: یا احساس تعلق و محبت؛ انسان موجودی اجتماعی است و هنگامی که نیازهای اجتماعی اوج می‌گیرد، آدمی برای روابط معنی‌دار با دیگران، سخت می‌کوشد؛
  4. احترام: این احترام قبل از هر چیز نسبت به خود است و سپس قدر و منزلتی که توسط دیگران برای فرد حاصل می‌شود. اگر آدمیان نتوانند نیاز خود به احترام را از طریق رفتار سازنده برآورند، در این حالت ممکن است فرد برای ارضای نیاز جلب توجه و مطرح شدن، به رفتار خرابکارانه یا نسنجیده متوسل شود؛
  5. خودشکوفایی: یعنی شکوفا کردن تمامی استعدادهای پنهان آدمی؛ حال این استعدادها هر چه می‌خواهد باشد. همان ‌طور که مزلو بیان می‌دارد : آنچه آنسان می‌تواند باشد، باید بشود.

نیازهای مذکور در سازمان به صورت پرداخت حقوق و مزایا و امکانات رفاهی، ایجاد امنیت شغلی و مقررات حمایتی، تشکیل گروه‌های رسمی و غیررسمی در محیط کار، قائل شدن حرمت برای فرد و کار او در مراتب مختلف سازمان و ایجاد امکانات برای شکوفایی توانایی بالقوه افراد ارضا می‌شود. به طبقه‌بندی مذکور دو نیاز دانش‌اندوزی و شناخت و درک پدیده‌ها و نیاز به زیبایی و نظم نیز اضافه شده است؛ که قبل از نیاز به خود شکوفایی قرار می‌گیرند. اگرچه نظریهٔ سلسله‌مراتب نیازها مستقیماً برای انگیزش کاری طراحی نشده است، اما می‌توان نتیجه گرفت که با ارضای این نیازها، برای فرد، انگیزه به کار در سازمان ایجاد خواهد شد.

نتیجه گیری :

با توجه به متن ونظریه مزلو   انسان ها  برای زندگی کردن، یه سری نیاز هایی  دارند  و  وقتی که آن نیاز برآورده  شود نیاز بعدی  بوجود می آید.  البته این سلسله  مراتب الگویی نمونه است، که در اکثر مواقع درست می باشد.  اما می تواند برحسب اعتقاد ودین انسان تغییر کند وبدون ارضاء یک نیاز، نیاز مرحله‌  بعدی   تامین شود .

منبع :

https://fa.wikipedia.org/wiki/هرم_سلسله‌مراتب_نیازهای_مزلو

 

ارسال کننده : مرا دی                    96/8/23